تبلیغات
مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling - مطالب ابر مدیریت پروژه

درحال مشاهده: مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling - مطالب ابر مدیریت پروژه


موسسه محک
اهداء عضو

آیا شما یک مدیر پروژه قوی هستید؟

یکشنبه 21 آذر 1395
02:14
بیم BIM
آیا شما یک مدیر پروژه قوی هستید؟

یک صفحه کاغذ بردارید و به پرسش های زیر، که در مورد مهارت ها و رفتارهای مدیریت پروژه می باشد، پاسخ "بله" یا "خیر" بدهید تا دریابید که در زمینه مدیریت پروژه چقدر قدرت دارید؟

    شما خوب برنامه ریزی نمی کنید، زیرا خود را یک "کننده" می دانید نه یک "برنامه ریز". (بله/ خیر)
    شما با حداقل همکاری و تعامل با مشتریان و اعضای تیم، مدیریت می کنید. (بله/ خیر)
    شما ترجیح می دهید برای مشکلات، عذرخواهی کنید به جای آنکه مسئولیت آنها را بر عهده بگیرید. (بله/ خیر)
    شما یک فرد "جهت پذیر" هستید. (بله/ خیر) آیا رفتار مشتری مدارانه، برای شما به این معناست که هرچه را مشتری می خواهد، بپذیرید؟
    شما اجازه می دهید مشکلات باقی بمانند تا به فاجعه تبدیل شوند. (بله/ خیر)
    شما برنامه زمانبندی تهیه نمی کنید، و یا اینکه آنرا به روز نگه نمی دارید. (بله/ خیر)
    شما به جای آنکه اقرار کنید به زمان بیشتری نیاز دارید، ترجیح می دهید کار را با کیفیت ضعیف تحویل دهید. (بله/ خیر)
    شما به جای مدیریت انتظارات، موارد غیرمنتظره را در آخرین دقیقه مدیریت می کنید. (بله/ خیر)
    شما ریسک ها را نادیده می گیرید. (بله/ خیر)
    شما حداقلِ اطلاعات مورد نیاز را در اختیار دیگران قرار می دهید. (بله/ خیر)

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


اکنون برای محاسبه امتیاز خود و نتیجه گیری، تعداد پاسخ های "بله" را مشخص کنید.

    اگر این تعداد، "صفر" باشد، احتمالاً شانس خوبی برای موفقیت به عنوان یک مدیر پروژه دارید.
    اگر "1" پاسخ "بله" داده باشید، بیانگر آن است که کامل نیستید، اما تاحدی قوی هستید. بر روی موضوع مربوطه کار کنید تا در آینده بتوانید به آن پاسخ "خیر" بدهید.
    "2" یک امتیاز مرزی است. شما با تمرکز بیشتر، قادر خواهید بود تا بر نقاط ضعف خود غلبه کنید.
    اگر تعداد پاسخ های "بله" بیشتر از 2 باشد، باید بر روی مهارت ها و رفتارهای مدیریت پروژه خود، کار کنید. پس از تقویت مهارت ها و رفع نقاط ضعف خود، مجدداً به این پرسش ها پاسخ دهید و قدرت مدیریت پروژه خود را محک بزنید.


ارسال شده در:

انحراف در مدیریت پروژه

شنبه 20 آذر 1395
07:59
بیم BIM
انحراف در مدیریت پروژه

ما راجع به پروژه و مدیریت پروژه در طی این پانزده سال صحبت زیادی کرده ایم، اما به نظر می رسد که گاف بزرگی را مرتکب شده باشیم و آن تعریف ما از پروژه باشد. منظور ما از پروژه، محصولی بوده که در انتهای کار به وجود می آمده، حال چه این محصول یک پالایشگاه باشد و چه یک گواهینامه ایزو. در نتیجه این نگرش تمامی تلاش ما صرف این شده که چگونه خود را مجهز کنیم تا محصول مورد نظر در چهارچوب زمان و هزینه و کیفیت توافق شده، تولید گردد. میزان قابل توجهی از ادبیات مربوط به مدیریت پروژه نیز همین نگاه را داشته اند. شما با یک مرور به آنچه استانداردهای مدیریت پروژه مطرح می کنند، پی می برید که فرآیندها عمدتاً در حول محصول می چرخند، مدیریت مهندسی، مدیریت تدارکات، مدیریت ارتباطات و یا مدیریت یکپارچگی. این نگرش باعث شده تا بیشتر توجه متخصصین این محدوده صرف ارائه راهکارهایی در خصوص بهینه سازی فرآیندهای مدیریتی (مدیریت محصول) و یا فنی گردد. اما واقع مطلب این است که محصول مورد توجه، پالایشگاه و یا گواهینامه ایزو، حتی بعد از اتمام پروژه باقی می ماند و همین موضوع باعث به چالش کشیده شدن موضوع موقتی بودن پروژه می گردد.
اگر پروژه موقت است چگونه پالایشگاه که به صورت دائم باقی خواهد ماند یک پروژه تلقی می گردد؟ شاید بگوییم که ساخت یک پالایشگاه را یک پروژه باید در نظر بگیریم. این باز منطقی تر است چرا که ساخت پالایشگاه ابدی نیست و بالاخره در مقطعی خاتمه می یابد. بسیار خب، این موضوع را شفاف کنیم که فعالیتی است به نام ساخت که در مورد محصولی به عنوان پالایشگاه مطرح می گردد که حکم موقتی دارد. ساخت پالایشگاه، به عنوان مثال، توسط سازمانی صورت می گیرد. در واقع ارتباط بین سازمان پروژه و محصول به دست آمده، همین فرآیند ساخت است. پس شاید بهتر باشد که ما به جای اینکه محصول را پروژه فرض کنیم، رابطه ای را که به صورت موقت با محصول داریم، پروژه در نظر بگیریم. به این ترتیب، مدیریت پروژه در واقع مدیریت یک رابطه خواهد بود، رابطه ای که موقتی است و بعد از گذراندن دوره ای خاتمه می یابد. اگر چنین باشد ( که به نظر بنده هست) آنگاه بهتر است که یک بار هم به دور و بر خود بنگریم که چه تعداد پروژه در حال اجرا داریم؟ این سؤال از آن حیث اهمیت دارد که حدس می زنم ما تعداد بسیار اندکی پروژه در اختیار داشته باشیم و به لحاظ تشخیص غلط و تلقی پروژه ای از کارهایی که در اختیار داریم، از ابزارهای مدیریت پروژه برای کارهای غیر پروژه ای استفاده می کنیم. اگر چنین حدسی درست باشد، خود دلیل مهمی در به ثمر نرسیدن مطلوب کارهای در اختیارمان است.
فرض کنید که سازمانی کارش به صورت کارگاهی (Job Shop) است. در این صورت، واحدهای سازمانی به صورت فرآیندی تقسیم می شود و سفارشات متعدد و متفاوت به این سازمان می رسد. حسب نیاز هر سفارش، یک فرآیند تولید طراحی می گردد و کار دنبال می شود. آیا کار این سازمان، پروژه ای است یا کارگاهی؟ توجه کنید که به فرض کارگاهی بودن، ارتباط بین افراد و سازمان در انتهای تولید خاتمه نمی یابد در حالیکه اگر پروژه ای باشد، این ارتباط در انتهای تولید محصول خاتمه خواهد یافت. مدیریت سازمان های تولیدی کارگاهی با سازمان های پروژه ای بسیار متفاوت است. حال شما خود بررسی کنید که اگر شرکت مهندسی شما قراردادهای متعدد و متفاوت می گیرد اما سازمان شما ثابت باقی خواهد ماند، در این صورت شما یک سازمان کارگاهی (Job Shop) را مدیریت می کنید و نه یک سازمان پروژه ای را. اما چون به کارهایی که اخذ می کنید، عنوان پروژه می دهید آنگاه به جای استفاده از ابزارهای مدیریت سازمان های کارگاهی، به دنبال ابزارهای سازمان های پروژه ای هستید. لذا در مدیریت سازمان خود از ابزار مناسب استفاده نمی کنید و نتیجه نیز حاصل نمی گردد. مدام از خود سؤال می کنید که چرا کار پروژه هایتان به خوبی انجام نمی شود و برخلاف آنچه PMI می گوید، کارتان جلو نمی رود؟ پاسخ معین است: شما پروژه (یعنی ارتباط موقت) را مدیریت نمی کنید، بلکه محصول موقت را مدیریت می کنید. این نکته ظریفی است که باعث و بانی بسیاری از تلقی های غلط در مدیریت پروژه هاست. عموماً با فرهنگ کاری ما در ایران و با توجه به قانون کار، تعداد اندکی از شرکت های ما به صورت پروژه ای فعالیت می کنند اما درعین حال انتظارات فراوانی از محسنات مدیریت پروژه ای دارند که واضح است درست نمی باشد. در همین حال مقاطعه کاران سنتی ایران، بخش عظیمی از بدنه پروژه کاران را تشکیل می دهند. یک رابطه پروژه محور دارای دو مشخصه زیر است:

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    پروژه کاران با سازمان، رابطه موقتی دارند. این بدان معناست که در انتهای کار تولید محصول، سازمان و افراد آن، مختارند که در مورد ادامه همکاری تصمیم گیری نمایند.
    پروژه کاران در ریسک پروژه سهیمند. یعنی فیل، زنده و مرده اش برای پروژه کاران یکی نیست و اگر ضرری متوجه محصول شود و یا سودی نصیب آن گردد، پروژه کاران در هر دو سهیم هستند.

با توجه به این دو مشخصه آیا سازمان شما پروژه ای است یا نه؟ اگر نیست راه های ساده تری هم برای مدیریت سازمان شما به جای مدیریت پروژه ای وجود دارد.


ارسال شده در:

10 کتاب برتر مدیریت پروژه

پنجشنبه 18 آذر 1395
11:53
بیم BIM
10 کتاب برتر مدیریت پروژه

کتاب هایی هستند که هر مدیر پروژه ای باید آنها را در قفسه کتاب های خود داشته باشد. شما چه بخواهید کسب و کار خود را ارتقا دهید، یا بخواهید مهارت جدیدی کسب کنید، یا فقط در پی آموختن پایه های مدیریت پروژه باشید، این کتاب ها برای شما مناسبند. حتی می توانید آنها را در کتابخانه کوچک دفتر مدیریت پروژه خود قرار دهید و اجازه بدهید که همکارانتان نیز از آنها استفاده کنند.
سایت Project Manager در یکی از مقالات خود، کتاب های زیر را به عنوان 10 کتاب برتر مدیریت پروژه، که هر مدیر پروژه ای باید آنها را مطالعه کند، معرفی کرده است:

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    A Guide To The Project Management Body of Knowledge (PMBOK® Guide) – Fifth Edition
    Project Management Life Cycle: by Jason Westland
    The PMP Exam: How to Pass on Your First Try by Andy Crowe
    Critical Chain by Eliyahu M. Goldratt
    Shortcuts to Success: Project Management in the Real World by Elizabeth Harrin
    Project Management For Dummies by Stanley E. Portny
    Emotional Intelligence For Project Managers by Anthony Mersino
    Results Without Authority by Tom Kendrick
    The One-Page Project Manager by Clark A. Campbell
    Get-It-Done Guy’s 9 Steps to Work Less and Do More by Steve Robbins


ارسال شده در:

نگاهی به پشت سر و پیش رو در بازنگری های دروازه ای

جمعه 12 آذر 1395
02:50
بیم BIM
نگاهی به پشت سر و پیش رو در بازنگری های دروازه ای

به هنگام تکمیل یک مایل استون یا فاز عمده پروژه، تیم باید توقفی کوتاه داشته باشد تا اطمینان حاصل کند که پروژه، با برنامه همگام است و آماده ادامه مسیر می باشد. این، یک بازنگری دروازه ای (Gate Review) است و شامل نگاهی است به پشت سر تا اطمینان حاصل شود که تمامی آنچه را که باید تکمیل می کردید، تکمیل کرده اید. این نگاه رو به عقب، شامل موارد زیر است:

    تأیید اقلام قابل تحویل
    بازنگری بودجه و زمانبندی
    بازنگری مسائل و مشکلات پروژه
    بازنگری ریسک های پروژه

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


یک دروازه را تصور کنید؛ دروازه باز می شود، شما از آن عبور می کنید و به پیش می روید. به همین ترتیب، مهمترین بخش یک بازنگری دروازه ای هم نگاهی رو به جلو است. لازم است اطمینان حاصل کنید که در پروژه، آماده حرکت به پیش هستید.
نگاه رو به جلو، موارد زیر را شامل می شود:

    تأیید اعتبار برآوردهای زمانبندی و بودجه
    تأیید اعتبار موقعیت کاری- اگر پروژه، اهمیت خود را از دست داده باشد، این بهترین فرصت برای لغو آن است.
    بررسی در دسترس بودن منابع
    تأیید اینکه حامی پروژه هنوز نسبت به آن متعهد است


ارسال شده در:

6 دلیل برای نیاز به وجود یک متدولوژی مدیریت پروژه

جمعه 12 آذر 1395
02:42
بیم BIM
6 دلیل برای نیاز به وجود یک متدولوژی مدیریت پروژه

    سازگار بودن متدولوژی: قاتل بسیاری از سازمان ها آن است که هر یک از دپارتمان ها و گروه های مختلف سازمان، پروژه ها را با شیوه خاص خود به انجام می رساند. وجود یک متدولوژی مدیریت پروژه، این امکان را فراهم می سازد که تمامی افراد سازمان با یک زبان سخن بگویند و فرآیندهایی سازگار با یکدیگر را دنبال نمایند.

    صرفه جویی قابل توجه: وجود تایم شیت ها و مدارک و مستندات گوناگون مرتبط با مدیریت پروژه در سازمان، هزینه هایی در ارتباط با به کار گیری آنها و آموزش کارکنان را در بر دارد. استفاده از یک متدولوژی مدیریت پروژه واحد در کل سازمان، این هزینه ها را به حداقل می رساند.

    دیدگاه های بی طرفانه: حامیان پروژه مایلند از وضعیت فعلی پروژه آگاهی یابند، اما ممکن است مدیر پروژه یک دپارتمان، واقعیت را اندکی متفاوت منعکس کند تا دپارتمان خود را بهتر از آنچه هست، نشان دهد. یک متدولوژی مدیریت پروژه یکسان، دیدکاه هایی بی طرفانه را با توجه به وضعیت پروژه انعکاس می دهد.

    بهسازی مداوم: متدولوژی مدیریت پروژه همواره در جستجوی شیوه های بهتر و تازه تر برای انجام کارهاست.

    دپارتمان های برتر: متدولوژی مدیریت پروژه می تواند از اختلاف میان دپارتمان ها ممانعت به عمل آورد و باعث گردد که تمامی افراد، بر تصویر کلی تمرکز داشته باشند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    کاهش هزینه ها: متدولوژی مدیریت پروژه می تواند هزینه های غیرضروری، مانند هزینه خرید چند نسخه از یک نرم افزار، را از میان بردارد. همچنین از آنجا که باعث می شود منابع، کار خود را سریعتر انجام دهند، هزینه منابع را نیز کاهش می دهد.
ارسال شده در:

مدیریت یک پروژه با بودجه ای غیر واقع بینانه

پنجشنبه 27 آبان 1395
08:21
بیم BIM
مدیریت یک پروژه با بودجه ای غیر واقع بینانه

در مقابل پروژه ای که دارای یک بودجه غیر واقع بینانه است، چند واکنش می توان نشان داد:

    محدوده را کاهش دهید. با حامی پروژه در مورد کاهش محدوده پروژه صحبت کنید. ببینید آیا می تواند در حال حاضر از ویژگی ها و کاربری هایی صرف نظر کند تا بتوانید پروژه را با همان بودجه مشخص، تحویل دهید.

    بودجه را به عنوان یک ریسک پروژه ای، شناسایی و مدیریت کنید. بهره گیری از مدیریت ریسک به مدیریت بهتر انتظارات کمک خواهد کرد و همچنین راهی خواهد بود برای جمع آوری ورودی ها و ایده هایی که می تواند به شما امکان دهد تا بودجه را رعایت کنید.

    محدوده را با تُلرانس صفر، مدیریت کنید. در بسیاری از پروژه ها، پروژه با بودجه ای سختگیرانه آغاز می شود و چون مدیر پروژه، مدیریتی مؤثر بر محدوده پروژه ندارد، پس از مدتی وضعیت وخیم تر می گردد. توجه داشته باشید که افزایش محدوده نباید بدون یک درخواست تأیید شده، که افزایش متناسب بودجه و زمان را به همراه دارد، انجام پذیرد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    در جستجوی فرصت های بهبود فرآیند باشید. نگاهی صادقانه به بودجه و رویکرد خود برای اجرای پروژه داشته باشید. با تیم، کارفرمایان و مدیر خود در مورد هر گونه ایده ای که ممکن است داشته باشند تا پروژه با هزینه ای کمتر اجرا شود، صحبت کنید.
ارسال شده در:

4 فایده آموزش های مدیریت پروژه

پنجشنبه 27 آبان 1395
07:43
بیم BIM
4 فایده آموزش های مدیریت پروژه

    آموزش، شما را شاداب نگه می دارد. آموزش، یکنواختی را برطرف می کند. اگر دانشتان را در زمینه های مورد علاقه خود، عمیق تر کنید، در کارهای عادی و روزمره شما حرکتی پدید خواهد آمد و انگیزه شما برای انجام وظایفتان بیشتر خواهد شد.

    آموزش، به حرفه شما کمک می کند. اغلب گواهینامه های تخصصی، نیازمند تعهد مستمر نسبت به آموزش و یادگیری است. اگر چه این امر، زمانبر است، اما از سوی دیگر، ارزش مالی واقعی به همراه دارد.

    آموزش، شما را با ایده های جدید آشنا می کند. هنگامی که در یک دوره آموزشی مدیریت پروژه شرکت می کنید، همواره چیزهای جدیدی از آن دریافت خواهید کرد. آموزش به شما امکان می دهد تا تجربیات خود را در کنار آموخته های جدیدتان قرار دهید و به دیدگاه های تازه دست یابید.

    آموزش، شما را با افراد دیگر آشنا می سازد. اغلب کلاس ها امکان آشنا شدن با افراد جدید را برای شما فراهم می سازد. حتی ممکن است به شما امکان دهد تا با همکاران فعلی خود، به شیوه های تازه یا در زمینه های جدید، تعامل داشته باشید.


ارسال شده در:

معرفی تکنیک های خلاقیت : DO IT

پنجشنبه 27 آبان 1395
07:43
بیم BIM
معرفی تکنیک های خلاقیت :
DO IT

DO IT کلمه ای است که از حروف اول عبارت های زیر تشکیل شده است:

    Define problem
    مسئله را تجزیه و تحلیل کنید تا مطمئن شوید که پرسشی درست را مطرح کرده اید.

    Open mind and apply creative techniques
    پس از آنکه دریافتید در صدد حل چه مسئله ای هستید، آماده اید که شروع کنید به تولید راه حل های ممکن. در این مرحله، نمی خواهیم ایده ها را ارزیابی کنیم، بلکه سعی داریم بیشترین تعداد ایده های ممکن را تولید نماییم. حتی یک ایده بد، می تواند بذری باشد برای یک ایده خوب.
    برای تولید راه حل های ممکن، می توانید از هر یک از تکنیک های خلاقیت که مایل باشید، استفاده کنید.

    Identify best solution
    تنها در این مرحله به انتخاب بهترین ایده تولید شده می پردازیم. ممکن است بهترین ایده، کاملاً مشهود باشد یا ممکن است لازم باشد به بررسی و تجزیه و تحلیل ایده ها بپردازید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    Transform
    مرحله نهایی، اجرای راه حل انتخاب شده است. این مرحله نه تنها شامل توسعه یک محصول معتبر از ایده شما می باشد، بلکه تمامی جنبه های بازاریابی و تجاری نیز باید مد نظر قرار گیرد. این امر ممکن است به صرف زمان و انرژی زیادی نیاز داشته باشد.
ارسال شده در:

5 چیز که به عنوان یک مدیر پروژه باید انجام دهید

پنجشنبه 27 آبان 1395
07:43
بیم BIM
5 چیز که به عنوان یک مدیر پروژه باید انجام دهید

    هر مدیر پروژه ای باید یک نقشه راه شفاف برای تیم خود تهیه کند. این نقشه راه شامل یک برنامه پروژه کاملاً شفاف، اهداف، چهارچوب های زمانی، و اقلام قابل تحویل می باشد.
    برنامه پروژه شما چهارچوب زمانی کلی پروژه را نشان خواهد داد، اما لازم است اطمینان حاصل کنید که در این برنامه، تک تک فعالیت ها دارای یک تاریخ شروع و یک تاریخ پایان مشخص هستند. سپس اطمینان حاصل کنید که منابع به فعالیت ها تخصیص داده شده اند و می دانند که چه چیزی باید تکمیل شود و در چه زمانی.
    شما نمی توانید بسادگی اعتماد داشته باشید که افراد به موقع فعالیت ها را انجام خواهند داد و به فعالیت بعدی خواهند پرداخت. لازم است تمامی آنچه را که می خواهید افراد انجام دهند، و اینکه چه کسی تا چه زمانی باید آنها را انجام دهد، فهرست نمایید- و سپس بررسی کنید که همه این موارد رعایت می شود. بدین ترتیب می توانید مطمئن شوید که طبق برنامه پیش می روید.
    از اینکه نسبت به تیم خود سختگیر باشید، نترسید. کار دشواری است که میان سختگیری و پشتیبانی، تعادل برقرار کنید، اما تمامی رهبران بزرگ به این تعادل رسیده و به نتایج مثبت آن دست یافته اند.
    وظیفه شما هدایت، ارشاد، مدیریت، و بررسی است. ابزارهای مناسب را به کار بگیرید تا ببینید که آیا هر روز همگام با برنامه هستید یا خیر، و اگر نیستید، اقدامات لازم را به عمل آورید. همه چیز را بررسی کنید- زمان، اقلام قابل تحویل، کیفیت، بودجه، تأمین کنندگان و غیره.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

5 اشتباه متداول در مدیریت پروژه

سه شنبه 25 آبان 1395
06:08
بیم BIM
5 اشتباه متداول در مدیریت پروژه

اشتباه 1: برنامه ریزی ناکافی

برخی از مدیران پروژه معتقدند که بهتر است زمانی را که صرف برنامه ریزی می کنند، برای انجام واقعی کارها صرف نمایند. این امر، صحیح نیست. قبل از آنکه کار پروژه آغاز شود، مدیر پروژه باید اطمینان حاصل کند که کار به درستی درک شده و توسط کارفرمای پروژه و ذی نفعان کلیدی، مورد توافق قرار گرفته است. هر چه پروژه بزرگتر باشد، تعیین و تعریف رسمی و صحیح اطلاعات، اهمیت بیشتری پیدا می کند. بسیاری از مشکلات پروژه، ریشه در مشکلات برنامه ریزی دارند؛ این مشکلات، شامل موارد زیر می باشد:

    برآوردهای ضعیف برمبنای عدم درک کامل کار.
    فقدان مدیریت تغییرات محدوده به علت تعریف نامناسب محدوده در ابتدای پروژه.
    مشکلات ناشی از ضعف مدیریت ریسک.
    کارهای از قلم افتاده به علت فکر نکردن در مورد برنامه زمانبندی.
    عدم درک تمامی ذی نفعان درگیر.

چیز عجیبی نیست اگر گفته شود که بهترین راه برای پرهیز از این مشکلات، یک برنامه ریزی خوب در ابتدای پروژه است. در فرآیند برنامه ریزی، چهار عنصر اصلی وجود دارد:

    تعریف کار
    درک برنامه زمانبندی
    برآورد هزینه ها
    توافق در مورد فرآیندهای مدیریت پروژه

هنگامی که افراد می پرسند، چقدر زمان برای برنامه ریزی پروژه لازم است، در پاسخ باید گفت: «به اندازه کافی». تعریف کار، ایجاد یک برنامه زمانبندی، برآورد هزینه ها، و تنظیم فرآیندهای مدیریت پروژه به زمان نیاز دارد. اگر پروژه کوچک باشد، این کارها وقت زیادی نمی گیرد. اگر پروژه بزرگ باشد، برنامه ریزی ممکن است زمان زیادی به طول بیانجامد. به عبارت دیگر، زمان لازم برای برنامه ریزی، بسته به اندازه پروژه، قابل تغییر است.
اشتباه 2: ضعف در مدیریت محدوده

مدیریت محدوده، یکی از حیاتی ترین جنبه های مدیریت یک پروژه است. اگر شما محدوده را بخوبی تعریف نکرده باشید، مدیریت محدوده تقریباً غیرممکن خواهد بود. هدف از تعریف محدوده، تشریح شفاف و کسب موافقت در مورد مرزهای منطقی و اقلام قابل تحویل پروژه شماست. نیازهای کاری به منظور ارائه جزئیات بیشتر در مورد ویژگی های اقلام قابل تحویل، گردآوری می شود.
تعریف محدوده به این معناست که شما مرزهای پروژه و اقلام قابل تحویل و نیازهای محصول را تعریف کرده اید. تمامی اینها باید به تأیید حامی پروژه برسد.
مدیر پروژه و تیم او باید بدانند که تغییر محدوده، در صورتی که درست مدیریت شود، هیچ اشکالی ندارد. اگر نتوانید خود را با تغییرات وفق دهید، راه حل نهایی ممکن است کم ارزش یا حتی غیر قابل استفاده باشد.
هر پروژه باید فرآیندی برای مدیریت مؤثر تغییرات داشته باشد. این فرآیند باید شامل موارد زیر باشد:

    تعریف تغییر
    تعیین ارزش تغییر برای کسب و کار
    تعیین تأثیر تغییر بر پروژه و سپس انتقال اطلاعات به دست آمده به حامی پروژه به منظور ارزیابی آنها

حامی پروژه می تواند تعیین کند که آیا تغییر باید انجام پذیرد یا خیر. اگر تغییر پذیرفته شود، آنگاه حامی باید تأثیر آن بر پروژه را نیز درک کند و بودجه و زمان اضافی مورد نیاز برای انجام تغییر را به پروژه تخصیص دهد.
اشتباه 3: به روز نگه نداشتن برنامه زمانبندی

بسیاری از مدیران پروژه، یک برنامه زمانبندی اولیه تهیه می کنند، اما در طی پروژه تلاشی برای به روز رسانی آن به عمل نمی آورند. به روز نبودن برنامه زمانبندی، مشکلات زیر را در پی خواهد داشت:

    مدیر پروژه نمی تواند دقیقاً بگوید که چه کارهایی باقی مانده تا پروژه تکمیل شود.
    مدیر پروژه مطمئن نیست که آیا می توانند پروژه را به موقع به اتمام برسانند یا خیر.
    مدیر پروژه نمی داند که مسیر بحرانی فعالیت ها، کدام است.
    اعضای تیم مطمئن نیستند که در مرحله بعد، چه کاری را لازم است انجام دهند (یا حتی در حال حاضر چه کاری را باید انجام دهند).

اشتباهات متداول دیگری نیز در ارتباط با زمانبندی وجود دارد:

    به روز رسانی در فواصل زمانی زیاد: مثلاً به روز رسانی برنامه زمانبندی هر دو ماه یک بار در یک پروژه شش ماهه؛ این، معمولاً برای تحت کنترل نگه داشتن زمانبندی، کافی نیست. برنامه زمانبندی چنین پروژه ای، باید هر هفته یا هر دو هفته یک بار، به روز شود.

    مدیریت بر اساس درصد کار انجام شده: تمامی فعالیت ها باید یک موعد تکمیل داشته باشند. زیاد مهم نیست که بدانیم 70 درصد از یک فعالیت به انجام رسیده است؛ مهمتر آن است که بدانیم آیا در موعد مقرر تکمیل می شود یا خیر.

    تخصیص دادن فعالیت های بسیار طولانی: اگر فعالیتی را که باید تا پایان هفته به اتمام برسد، به یک عضو تیم تخصیص دهید، در پایان هفته خواهید دانست که آیا کار طبق برنامه پیش می رود یا خیر. اما اگر یک فعالیت هشت هفته ای را به کسی تخصیص دهید، مدت زمان زیادی طول می کشد تا دریابید که کار واقعاً مطابق برنامه زمانبندی هست یا نیست.
اشتباه 4: ضعیف بودن ارتباطات پروژه ای

ضعیف بودن ارتباطات در پروژه می تواند مشکلات زیر را در پی داشته باشد:

    تفاوت در انتظارات: لازم است مدیران پروژه بکوشند تا اطمینان حاصل کنند که تمامی ذی نفعان دارای مجموعه انتظارات یکسان می باشند. افراد برمبنای اطلاعات فعلی خود تصمیم گیری می کنند، و اگر مدیر پروژه، انتظارات تمامی ذی نفعان را یکسان نگه ندارد، ممکن است ناهماهنگی در امور پدیدار گردد.

    غافلگیر شدن افراد: اگر افراد به موقع از تغییرات آگاه نشوند، ممکن است غافلگیر شوند؛ و اگر اخبار بد را در آخرین دقایق، که دیگر زمانی برای اصلاح وضعیت باقی نمانده، بشنوند، خشمگین خواهند شد و کاری از دستشان برنخواهد آمد.

    عدم آگاهی افراد از وضعیت پروژه: در برخی از پروژه ها، افراد واقعاً مطمئن نیستند که وضعیت چگونه است. ارتباطات در این پروژه ها کوتاه و مختصر است و افراد را از آنچه واقعاً در حال وقوع است، آگاه نمی سازد.

    تحت تأثیر قرار گرفتن افراد توسط پروژه در آخرین دقایق: در این وضعیت مدیر پروژه با سایر افراد، در مورد آنچه که آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد، ارتباطات مؤثر برقرار نمی کند.

    عدم آگاهی اعضای تیم از آنچه از ایشان انتظار می رود: برخی از مدیران پروژه در مورد صحبت کردن با اعضای تیمشان و تشریح آنچه که از ایشان انتظار می رود، ضعیف عمل می کنند.

    راه حل چیست؟ در بیشتر موارد، بروز مشکلات ارتباطی نه به علت فقدان مهارت، بلکه به علت بی توجهی است. مدیران پروژه، هنگام برقراری ارتباط و ارسال اطلاعات برای افراد، باید به نیازهای آنان و اینکه چه اطلاعاتی برایشان مفید است، توجه داشته باشند.
 اشتباه 5: کیفیت ضعیف که به نتایج ضعیف منجر می شود

تأثیر مشکلات کیفیت را در چند حوزه می توان مشاهده کرد. مثلاً:

    دوباره کاری: دوباره کاری یعنی اینکه شما مجبورید قلم قابل تحویلی را که فکر می کردید کامل شده است، اصلاح کنید. همواره، خدشه در فرآیند مدیریت کیفیت، منجر به دوباره کاری می شود.

    هزینه های عملیاتی بالاتر: اگر خطایی در پروژه اتفاق بیفتد، هزینه ای در ارتباط با اصلاح کردن آن و دوباره کاری، وجود خواهد داشت.

    نارضایتی کارفرما: اگر کیفیت، ضعیف باشد، مشتری راضی نخواهد بود؛ و اگر در آینده امکان انتخاب داشته باشد، شما را انتخاب نخواهد کرد.

    عدم رعایت موعدها و بودجه: پروژه ای که محصولات آن دارای کیفیتی ضعیف باشند، نه می تواند موعدها را رعایت کند و نه بودجه را؛ و این امر، جذابیت کسب و کار را کاهش خواهد داد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    تضعیف روحیه: هیچکس مایل نیست بر روی پروژه ای کار کند که دارای کیفیتی ضعیف باشد. روحیه و انگیزه افراد در چنین پروژه ای کاهش خواهد یافت.


ارسال شده در:

واسطه ها در سازمان مدیریت پروژه

سه شنبه 25 آبان 1395
05:57
بیم BIM
واسطه ها در سازمان مدیریت پروژه

اصولاً واسطه در فرهنگ اقتصادی ما بار منفی با خود دارد. خیلی خوب نیست که به کسی عنوان واسطه بدهیم. بدتر از لفظ واسطه، واژه "دلال" است که شخصیتی چند چهره و منفی را در ذهن متبادر می کند. اما به راستی اگر این دلالان و واسطه ها در نظام اقتصادی ما نبودند، چه می شد؟
فرض کنید که بنگاه های خرید و فروش ملک نبودند. یقیناً با حجم وسیعی از عمارت های ساخته شده و در کنارش انبوهی از بی خانه ها را می یافتیم. آنچه به اصطلاح معامله را بین سازنده و خریدار "جوش" می دهد، همین حضور دلالان و واسطه هاست. آیا ما در درک اقتصادی خود و باور آنچه که ارزش دارد، جایگاهی برای سیستم توزیع و فروش قائل هستیم؟ آیا قبول داریم که یک محصول تولید شده به ازای توزیع مناسب و در نهایت فروش آن، دارای ارزش افزوده می گردد؟ یعنی اینکه اگر محصولی با قیمت A ریال تولید شد به هنگام حمل و نقل و توزیع قیمت آن به A+B افزایش پیدا می کند؟ و این افزایش قیمت و ارزش نه تنها به واسطه سودی است که یک نفر "مفت خور" در این بین برمی دارد، بلکه این افزایش قیمت به لحاظ افزایش ارزش همان محصول است. محصولی که در نقطه ای وجود داشت اما قابل دسترسی برای مصرف کننده نبود و حالا هست. به راستی توزیع و فروش محصولات دارای ارزش نیستند و تنها باید مخارج توزیع و فروش را حساب کرد؟
چند بار شنیده اید که کشاورزان محصول دسترنج خود را نمی برند بلکه این واسطه گران هستند که سود اصلی را برده، حاصل زحمت کشاورزان و روستائیان را به جیب می زنند؟ اگر کمی دیگر همین لحن را ادامه دهم تصور می کنم که در زمان حیات لنین و استالین مشغول نگارش هستم! اما مگر غیر از این است؟ آیا توجه داریم که اگر همین واسطه ها نبودند، کشاورزان با فرض اینکه به سیستم توزیع و فروش اشراف ندارند، قادر به فروش محصولات خود نمی بودند. مگر بدون نظام و سیستم و شبکه توزیع و فروش می توان جنسی را در دنیای امروز فروخت؟ بله، اگر حوزه اقتصادی کشاورزان را همان قریه و روستای آنان بدانیم، این امکان هست. اما اگر این را در نظر بگیریم که محصولات آنان باید از اقصی نقاط کشور به نقاط مصرف حمل گردیده، به فروش برسد، آنگاه این نگاه که واسطه گران را مفت خور می دانند و بدتر از آن را نثارشان می کنند، تنها دودش به چشم همان کشاورزان خواهد رفت.
فکر می کنم که سؤال مطرح این است که آیا قائل هستیم که دایره تولید و فروش، دو حوزه استعدادی مجزا هستند؟ ممکن است که شما دارای واحدی تولیدی باشید که بهترین محصول را تولید می کند اما استعداد بازاریابی و فروش آن را نداشته باشید. این بسیار طبیعی است که در این هنگام به سازمان هایی روی آورید که می توانند محصول شما را در بازار بفروشند. سلسله مراتب فروش و ایجاد مکانی به نام بازار بر اساس همین منطق از صدها سال پیش در عرصه اقتصادی دنیا به وجود آمده است. مطلبی با این سابقه که امروز آن را انکار می کنیم.
در سازمان مدیریت پروژه نیز باید بین فرآیند تولید و فروش، فاصله ای را در نظر گرفت. اگر کارشناسان شما قادر به تولید بهترین گزارشات و تحلیل ها و محاسبات هستند، این به آن معنی نیست که سازمان برنامه ریزی شما به خوبی کار می کند؛ خیر اینگونه نیست. بسیار شده است که در عین حالی که تولیدات این سازمان، قابل قبول بوده و به اصطلاح، استانداردهای کنترل کیفیت را رعایت می کنند، اما قابل فروش نیستند؛ فروش به کارفرما! چرا؟ به دلیل اینکه عمل فروش تحلیل ها و گزارشات را بدیهی فرض کرده ایم و در کنار تولید، برای فروش اهمیتی قائل نشده ایم. فروش محصولات مدیریت پروژه نیاز به افرادی با خصوصیات فردی متفاوت دارد. این افراد باید قدرت ایجاد ارتباط مؤثر را داشته و دارای وجهه و شأنی باشند که حرفشان در نزد شنوندگان، خریدار داشته باشد. تفکیک منطقی بین تولید و فروش خدمات مدیریت پروژه و تعیین کارشناسانی متناسب با این دو حوزه، کارایی و تأثیرگذاری این بخش را بسیار بیشتر خواهد کرد. فروشندگان خدمات مدیریت پروژه، همان واسطه هایی هستند که می دانند جنس را چگونه و به چه طریقی باید فروخت و به مانند تمامی سازمان های فروش اهمیت این دسته از کارشناسان، به دلیل اینکه در خط مقدم بنگاه قرار دارند، از تمامی واحدهای دیگر بیشتر است.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management




ارسال شده در:

مزایای استفاده از متدولوژی های مدیریت پروژه

دوشنبه 24 آبان 1395
10:20
بیم BIM
مزایای استفاده از متدولوژی های مدیریت پروژه

    افزایش احتمال موفقیت پروژه: از آنجا که متدولوژی ها، شیوه هایی صحیح و آزموده شده برای انجام پروژه ها هستند، دنبال کردن یک متدولوژی مناسب می تواند شما را مطمئن سازد که تمامی مراحل به انجام می رسند، هیچ میانبری اتفاق نمی افتد و کارها در سطح بالاترین استانداردی که برای شرکت میسر است، انجام می شوند.

    افزایش میزان زمان در دسترس برای انجام کارها: همواره ممکن است دپارتمانهای مختلف یک سازمان، متدولوژی های مختلفی را برگزینند. استفاده از یک متدولوژی شفاف و سازگار در تمامی دپارتمان های سازمان، زمان مورد نیاز برای آموزش افراد را کاهش خواهد داد؛ در نتیجه زمانی که افراد می توانند برای انجام کار واقعی صرف کنند، افزایش می یابد.

    حذف گزینه ها هنگامی که نیازی بدانها نیست: معمولاً هنگام تصمیم گیری های بزرگ و پیچیده، ورودی های کمتری نسبت به تصمیمات ساده و معمولی وجود دارد؛ علت این امر، آن است که افراد در مورد مسائل ساده و معمولی، آگاهی های بیشتری دارند و از این رو، مایلند در این نوع تصمیم گیری ها دخیل باشند. استفاده از یک متدولوژی مدیریت پروژه، از این امر، ممانعت به عمل می آورد؛ تمامی تصمیمات کوچک مورد نیاز، از پیش اتخاذ شده اند، بنابراین نیازی به دخالت افراد در این تصمیم گیری ها وجود نخواهد داشت.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    فراهم آمدن امکان گزارش دهی و تجزیه وتحلیل سازگار: اگر به فرهنگ لغات مراجعه کنید، برای هر واژه، چندین معنی مشاهده خواهید کرد که همگی درست هستند؛ اما در پروژه، لازم است هر واژه، مفهومی واحد و یکسان در تمامی گزارش ها و تجزیه و تحلیل ها داشته باشد. متدولوژی های مدیریت پروژه، چنین امکانی را فراهم می سازند.
ارسال شده در:

6 انگیزه برای اخذ گواهینامه در زمینه مدیریت پروژه

دوشنبه 24 آبان 1395
10:06
بیم BIM
6 انگیزه برای اخذ گواهینامه در زمینه مدیریت پروژه

    می خواهید درآمد بیشتری داشته باشید. کسب یک گواهینامه در زمینه مدیریت پروژه، به منزله سرمایه گذاری بر روی خودتان است. به طور متوسط، درآمد سالانه مدیر پروژه ای که دارای گواهینامه PMP است، 10000 دلار بیشتر از مدیران پروژه فاقد گواهینامه است.

    در پی فرصتی برای ارتقاء شغلی هستید. شما چندین سال در شرکت خود، یک مدیر پروژه موفق بوده اید و انتظار دارید به موقعیت "رئیس دفتر مدیریت پروژه" ارتقا یابید، اما این امر بدون داشتن گواهینامه PMP امکانپذیر نیست.

    شرکت شما به گواهینامه نیاز دارد. تصور کنید شرکت شما با یک شرکت دیگر برای گرفتن یک پروژه بزرگ، رقابت می کند. در شرکت شما هیچکس گواهینامه PMP ندارد، اما مدیران پروژه شرکت رقیب، دارای این گواهینامه هستند. بدیهی است که شرکت رقیب شانس بیشتری برای گرفتن پروژه خواهد داشت.

    به شما کمک می کند تا شغل جدیدی پیدا کنید. شاید از موقعیت فعلی خود، ناراضی باشید؛ به دنبال یک فرصت شغلی جدید می گردید و یک مورد بسیار مناسب پیدا می کنید، اما یک شرط دارد: "داشتن گواهینامه PMP".

    مایلید عناوین بیشتری در کنار نام خود داشته باشید. امروزه، برخی از افراد به دنبال آن هستند که تا می توانند القاب و عناوین بیشتری به دنبال نام خود اضافه کنند تا بر اعتبار خود بیفزایند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    می خواهید چیزی یاد بگیرید. انگیزه بسیاری از افراد برای اخذ گواهینامه PMP آن است که در زمینه مدیریت پروژه، چیزهای بیشتری بیاموزند.
ارسال شده در:

بانکداری، تخصص جدید مدیریت پروژه ها

دوشنبه 24 آبان 1395
10:01
بیم BIM
بانکداری، تخصص جدید مدیریت پروژه ها

شرایط جدید، ملزومات جدید می خواهد. زمانی سیستم سوسیالیستی مدیریتی پروژه ها در سطح کلان کشور، ساز و کار اجرای پروژه های عظیم را فراهم می کرد. مدیران پروژه و به طور کلی سازمان پروژه بدون اینکه نگرانی تأمین منابع مالی پروژه را داشته باشند تنها به فکر سه فاز طراحی و خرید و ساخت پروژه ها بودند. دولت نیز با پشتوانه تولید نفت، منابع مالی را به راحتی از طریق بانک ها و مؤسسات مالی بین المللی تأمین کرده، در اختیار پروژه ها قرار می داد. یادمان هست که مدیریت عالی دستگاه پتروشیمی کشور، در زمانی ادعا داشتند که تنها مشکلی که بر سر راه انجام پروژه ها وجود ندارد، مشکل مالی است. در آن هنگام مدیران به جای ارتقای ظرفیت خود به تولید جوش سایت می پرداختند و متریال الکترودها را کنترل می کردند؛ فقط خدا می داند که چه فرصت های طلایی را هدر داده ایم؛ بگذریم. شرایط تغییر کرده؛ این ادعای بدیعی نیست و اینک تمامی آحاد کشور اثرات شرایط جدید، که تراکنش های بین المللی بانکی اگر متوقف نشده باشد با دست اندازهای فراوان روبرو هستند و همچنین کاهش ارزش پول ملی، را حس می کنند. بدون اینکه تحلیل کنیم که چگونه به شرایط حاضر رسیده ایم و اینکه مسبب آن کیست و یا اینکه آیا این شرایط، مخرب هستند و یا تقویت کننده اراده ما، همگی می توانیم این را بپذیریم که در شرایط جدید هستیم. شرایط جدید، ملزومات جدید می طلبد.
همانگونه که در برهه ای از زمان متوجه شدیم که به وجود مهندسین صنایع در امر برنامه ریزی پروژه ها نیاز داریم و از این متخصصین در همین زمینه بهره گرفتیم، اینک می دانیم که به تخصصی نیاز داریم که بتواند در امور مالی و به خصوص امور بانکی متخصص باشد. اینک زمانی است که باید از حضور بانکداران در فضای مدیریت پروژه ها دعوت کرده و استقبال کنیم. در حالی که مدیران پروژه در تأمین یک ضمانت نامه بانکی به مبلغ بسیار ناچیز درمانده شده اند (البته منظور در جایی است که پروژه ها خارجی باشند)، باید اذعان کنیم که دانش مراودات بانکی، بدیهی نبوده و نیاز به متخصص هست. حضور بانکداران در سطح کلان برنامه ها به واسطه درگیری دولت، امری مورد انتظار بوده است. اما نیاز به این تخصص در حال حاضر در سطوح پایین تر، یعنی در سطح پروژه ها، نیز شدیداً احساس می شود.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


اجازه دهید شرایطی را مطرح کنیم که این نیاز را تبیین کند. عطش حال حاضر در سطح منطقه و به خصوص خلیج فارس برای سرمایه گذاری در بازارهای اوراق قرضه، بسیار بالاست. یعنی سرمایه های فراوان در منطقه، سرگردان به دنبال پیدا کردن جای خود هستند. در همین حین شرکت ها و بانک های بین المللی از این فرصت استفاده کرده، اوراق قرضه را با بهای بسیار ناچیز، در مقایسه با آن چیزی که دو سال پیش عرضه می کردند، به سرمایه گذاران ارائه می کنند. دو سال پیش بهره اوراق قرضه در منطقه، زیر هفت درصد نبود و اینک بندرت می توان موردی را پیدا کرد که بالای پنج درصد باشد. اوراق قرضه ای که در بازارهای منطقه عرضه می شوند، تفاوتی ماهُوی با اوراق قرضه ملی دارند. در حالیکه اوراق قرضه ملی با سودی بالای بیست درصد در سال، عرضه می گردند، اما همیشه تهدید کاهش ارزش پول ملی، سایه ای سنگین بالای سر این اوراق دارند. در عین حال قیمت اوراق در طی عمر بلوغ آن هیچگاه تغییر نکرده و نوسانی ندارد. این در حالی است که هم اوراق قرضه و هم سکوک در بازار منطقه، با توجه به عرضه و تقاضا، نوسان قیمت دارند. تنظیم اوراق قرضه به ارزهای بین المللی وعرضه کردن آنها با سودی منطقی در همین منطقه ما، ظرفیتی است که با توجه به پشتوانه ارزی ما می تواند راهگشای مشکل تأمین منابع مالی مورد نیاز پروژه های ما باشد. اما انجام این کار نیاز به متخصصین بانکداری و حضور فعال این مؤسسات در فضای کسب و کار منطقه دارد.


ارسال شده در:

5 نکته برای مدیریت تیم های پروژه

جمعه 21 آبان 1395
12:30
بیم BIM
5 نکته برای مدیریت تیم های پروژه

    به حرف های تیم خود به طور جدی گوش کنید. البته این بدان معنا نیست که هر چه را آنها می گویند، انجام دهید. برای شنیدن ایده های آنها وقت بگذارید، پرسش هایی را مطرح کنید و سپس زمانی را به تشریح اینکه آیا ایده های آنها برای پروژه فعلی، مناسب است یا خیر، اختصاص دهید.

    با تیم خود ارتباط کامل برقرار کنید. پس از آنکه موضوعی را برای اعضای تیم بیان کردید، اطمینان حاصل کنید که اعضای تیم به طور واضح، پیام شما را دریافت کرده اند.

    قوانین پایه ای شفاف برای تیم خود ایجاد کنید و آنها را رعایت و اِعمال نمایید. این قواین باید شامل موارد زیر باشد:
        گزارش ها در چه مورد باشد و کِی ارائه شود
        تضادها و ناسازگاری ها چگونه حل شود
        چه انتظاراتی در مورد عملکرد افراد وجود دارد
        چه زمانی لازم است موضوعات، تشدید شوند
    بسیار مهم است که از تمامی اعضای تیم با جدیت بخواهید که این قوانین را رعایت کنند. ضمناً توجه داشته باشید که این قوانین را در حداقل میزان ممکن نگه دارید و با افزایش آنها دست و پای تیم خود را نبندید.

    همراه با رشد تیم، نوع مدیریت خود را تغییر دهید. تیم های پروژه از آغاز شکل گیری تا زمانی که کاملاً به همکاری با یکدیگر می پردازند، چندین مرحله را پشت سر می گذارند. بسیار مهم است که در هر مرحله، رفتارها، علائق، نگرانی ها، و تشویش های اعضای تیم را درک کنید و مدیریت مناسب را بر آنها اِعمال نمایید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    به اعضای تیم خود اختیار بدهید. توجه داشته باشید که کارهایی که به اعضای تیم واگذار می کنید، از یک سو باید متناسب با توانایی های آنها باشد و از سوی دیگر باید اختیارات لازم برای انجام آن کار را به ایشان بدهید.


ارسال شده در:

مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling - مطالب ابر مدیریت پروژه


مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling - مطالب ابر مدیریت پروژه,مدل سازی اطلاعات ساختمان, building information modeling
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling است. ||